الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
112
منطق مقارن (فارسى)
باشد ولى ميتواند در هيچ يك از آنها نباشد . و مانند : يا ستمگران را عذاب مىكنى و يا در ميان آنان روشى نيكو در پيش مىگيرى " كه مىشود نه آنها را عذاب كرد و نه با آنان با روش نيكو برخورد نمود . ولى جمع هر دو نمىشود . 3 - مانعة الخلو و آن در جايى است كه در طرف عدم ، قابل جمع نيستند " نه در وجود " و يا اينكه نسبت به طرف وجود ، ساكت است . مانند " مركب يا با منتفى شدن تمام اجزائش ، منتفى مىشود و يا با انتفاء بعضى از آنها " كه نمىشود مركب منتفى شود بدون اينكه تمام اجزاء آن يا بعضى از آنها ، هيچكدام منتفى نشده باشند . چند نكته 1 - يكى از انواع قضاياى حمليه ، قضيهاى است كه " مردده الحمول " ناميده مىشود . اين قضيه به قضيه منفصله شباهت دارد . و اما وجه امتياز آنها از يكديگر آن است كه در قضاياى مردده الحمول ، موضوع ، بر ادات انفصال مقدم مىشود . و در قضيه منفصله به عكس ، ادات انفصال بر موضوع مقدم
--> 1 - مانعه الجمع را دو معنى است توضيح اينكه - در كلمات قدماء آمده است كه مانع الجمع ، قضيهاى است كه در آن به تنافى طرفين در وجود " فقط " حكم شده باشد . " در ايكنكه مقصود آنان از اين گفته چيست ، اختلاف شده است جمعى گفتهاند : مقصودشان اين است كه تنافى در وجود داشته باشند و نه در عدم . طائفه ديگر گرفتهاند : كه از طرف عدم ساكت است . متاخران ، معنى اول را مانعه الجمع به معنى اخص و دومى را مانعه الجمع به معنى اعم ناميدهاند زيرا دومى اعم از اولى است . همين سخن در مانعه الخلو هم جريان دارد . لكن ظاهر كلام آنان اين است كه همان معنى اول را منظور نظر داشتهاند چنان كه جمعى بدان تصريح نمودهاند .